سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 تعداد کل بازدید : 131497

  بازدید امروز : 28

  بازدید دیروز : 28

نجم الدین علامه حسن حسن زاده آملی

 
 
نویسنده: مهدی نوروزی ::: یکشنبه 87/6/17::: ساعت 11:48 عصر

اشاره:
حکیم عارف و فقیه عالم آیة اللّه حسن زاده آملی از نوابغ و نوادر روزگار و گوهر گرانبهای علم و فضل و کمال به شمار می‏روند. این دانشور گرانمایه در علومی چون قرآن و تفسیر، نهج البلاغه و حدیث، کلام اسلامی، فقه و اصول، حکمت و عرفان، رجال، ریاضیات، نگارش و خوش نویسی، ادبیات و شعر، نجوم، هیأت و علوم غریبه تبحر داشته، تدریس نموده، در بسیاری از این رشته‏ها صاحب نظر بوده و در برخی از این معارف صاحب سبک و نوآوری می‏باشد.


این ویژگی‏ها موجب شده که ایشان به عنوان شخصیتی جامع و عالمی ذوفنون به شمار آید و خاطره مشاهیر صاحب عنوان و علمای برجسته سلف را در اذهان تداعی کند، او جامع علم و عمل و برخوردار از علوم رسمی و عرفانی و حامل نور ظاهر و باطن است.
او نمونه‏ای نادر از تربیت یافتگان حوزوی است که درک محضر اعاظمی چون آیات گرام محمد تقی آملی، ابوالحسن شعرانی، رفیعی قزوینی، مهدی الهی قمشه‏ای، فاضل تونی، میرزا احمد آشتیانی، علامه طباطبایی و برادرش محمد حسن الهی از معظم له شخصیتی بی‏بدیل ساخته است.
شهد شکوفایی
علامه حسن زاده در چهارم تیرماه 1307 هـ.ش در شهر آمل دیده به جهان گشود. در دوران کودکی قرآن و مقدّمات خواندن و نوشتن را نزد چند بانوی پرهیزگار فرا گرفت. پس از سپری شدن این دوران در حوزه علمیه آمل مشغول تحصیل گردید و در آنجا مقدّمات زبان و ادبیات عربی را همراه با خوشنویسی از اساتید وقت آموخت.
در سال 1329 به تهران امد و در جلسات درس آیة اللّه شیخ محمد تقی آملی و آقا سید احمد لواسانی حضور یافت و لمعه و سایر دروس را نزد این بزرگواران یاد گرفت. در این شهر فراگیری علوم و معارف دینی را در محضر میرزا احمد آشتیانی، رفیعی قزوینی، علامه شعرانی و... پی‏گیری نمود و در قم به حوزه درسی علامه طباطبایی و برادرش آمد و علوم غریبه خصوص جفر را از محضر سید مهدی قاضی فرا گرفت.(1)


بارقه‏ای الهی
نکته‏ای که در دوران تحصیل و پس از آن در سیره و شیوه زندگی ایشان مشاهده می‏گردد، توجه به لطف خداوند، توکل و استعانت از فضل پروردگار است. خودش می‏نویسد: در سن چهارده سالگی به فضل پروردگارم بارقه مشرقیه الهیه و شهاب قبسی به من رسید که به اقتضای عین ثابته‏ام مطلوب من بود، این بارقه همانند نوری پیش رویم شتافته، مرا به کسب معارف الهی راهنمایی و به تخلّق به اخلاق ربوبی ترغیب و به تأدّب به آداب انسانی تحریض می‏کرد و مرا به فرار و انزجار از آیین‏های تباه و پست تحریص می‏نمود.(2) در جای دیگر خاطرنشان می‏نماید:
از جمله فضل پروردگارم بر من این بود که در مدت اقامتم در تهران در طی سیزده سال یا بیشتر همراه با اشتغال به تحصیل علوم از آن محاضر عالیه طبق روش معهود و سیره جاریه بین علمای روحانی به تعلیم و تدریس در مدارس (حوزه علمیه) اشتغال داشته، توفیق یافتم کتابهایی را تدریس کنم.(3)


هرکجا از اساتید خویش نام می‏برند به بهترین شکل ممکن از آنان تجلیل نموده و همواره به قدردانی از آنان پرداخته‏اند، در جایی پس از ذکر نام آن ستارگان معرفت می‏گوید: همه به حقیقت روحانی والامقام و بزرگوارانی صاحبدل و عالمانی عزیز الوجود بوده و در حقیقت ستارگان فروزان آسمان معارف بودند و با تفاوت در قدر، در هدایت و تعلیم و تربیت یکدل و یک زبان بودند
ایشان متذکّر می‏گردد: زمانی شبهات گوناگون بر من روی می‏آورد و از تطبیق مسایل عرفانی عاجز مانده بودم و از کثرت فکرت به فرسودگی مبتلا گشته بودم ولکن در درس‏ها حاضر می‏شدم و از خویش ابراز نمی‏کردم، تنها چیزی که مرا از این ورطه هولناک هلاک رهایی بخشید لطف خدا بود، سرانجام بارقه‏های الهی چون نجم ثابت بر آسمان دل طارق آمد و در پناه ربّ ناس از وسواس خنّاس نجات یافتم.(4)
اشتیاق به آموختن
علامه حسن زاده از همان آغاز فراگیری تا رسیدن به مراحل عالی علمی و معرفتی نوعی شور، شوق، اشتیاق و علاقه وافر را در خود به شکوفایی رسانیده بود.(5) استاد حسن رمضانی از مشاهیر شاگردان علامه حسن زاده می‏نویسد:
به خاطر همین عشق پیوسته و لازمی که حضرت استاد نسبت به علم داشته است همواره تحت هر شرایطی که بوده است در مسیر کسب آن از بذل هیچ گونه کوششی و تلاشی دریغ نکرده است تا پایه‏ای در راه طلب دانش مجاهده کرده که اگر بخواهیم عینیت جامعیت حوزه‏های علمیه قدیم و اصیل عالم اسلام را که در تمام علوم و فنون رایج زمان خویش صاحب نظر بوده‏اند، مشاهده کنیم بدون اغراق باید به سراغ ایشان برویم.(6) خود علامه در این باره می‏گوید:
منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش مرا اندر دل آتش همی باشد نشیمنها
این عشق به اندازه‏ای بود که اگر شاگردان دیگر، درس استاد را ترک می‏کردند او همچنان برای یاد گرفتن استاد را ترک نمی‏نمود: «پس از درس مکاسبی‏ها می‏رفتند و بعضی‏ها می‏نشستند که بنده بازهم از نشستگان بودم، علامه شعرانی اسفار یا اشارات می‏فرمود. این درس‏ها که تمام می‏شد آقایان می‏رفتند و بنده می‏نشستم.
چه بسا روزها که ما در بین الطلوعین می‏آمدیم برای درس کفایه و سر درس آخری مثلاً مجسطی یا زیج بهادری اذان ظهر می‏گفتند و ایشان از صبح تا ظهر تدریس کرده بود،(7) البته بنا به اعتقاد علامه حسن زاده این اشتیاق متقابل بود: «علامه شعرانی هم خودش اشتیاقی شگفت به درس و بحث داشت و هم ما طالب و شایق بسزا بودیم.»(8) این علاقه وافر موجب گردید علامه حسن زاده، در مسیر کسب معارف از سختی‏ها و مصائب و مشکلات نهراسد و مسیرهای دشوار را با آرامش پشت سر بگذارد.
تفحّص برای دست یافتن به استاد ماهر و ذوفنون و لحظه‏ای از پای نایستادن در این جهت نشانی از شوق ایشان است، حکیم الهی قمشه‏ای خطاب به ایشان گفته است: روزی در غیاب به مدرسه حاج ابوالفتح (در تهران) آمده از طلّاب مدرسه در مورد راه رَوِشَت در کارها و اشتغالت به تحصیل پرس و جو و تحقیق نمودم آنها در تصریح به حسن سیرت و شدّت ولع شما به اقتنای معارف و اکتساب علوم متفق و یک زبان بودند.(9) وقتی از ایشان پرسیدند روزها چه کار می‏کنید در جواب گفتند: از شش سالگی که به مکتب رفته‏ام تا کنون ندیم من کتاب، و معشوق من استاد و درس و کار من بحث و تدریس و تصنیف است.(10)
اهتمام و جدیت
یکی از خصالی که در زندگی علمی و آموزشی علامه حسن زاده مشاهده می‏گردد و آثار متعددش در عرصه‏های گوناگون و نیز اعتراف استادانش مؤیّد آن است، همّت بلند، کوشش مداوم و تحمّل مشقات در این مسیر می‏باشد، علامه شعرانی در تقریظی که به یکی از آثار ایشان نگاشته است یادآور می‏شود: همانا ابناء روزگار ما کم همّتند امّا شیخ ما (حسن زاده) نسبت به وقتش ضفّت و نسبت به عمرش خسّت نورزید بلکه آن را در علوم دینیه صرف کرده آنهارا متقن فرا گرفت.(11) مرحوم شعرانی در اجازه روایی که برای علامه حسن زاده صادر نموده، یادآور شده است:
بیست سال بلکه بیشتر او را آزمودم و امتحان نمودم. در این مدت در او چیزی جز جد و اجتهاد ندیدم.(12) او را به حق می‏توان استوانه‏ای از تلاش و همت در راه تحصیل و کسب فنون و علوم مختلف دانست، جلسات خصوصی و بدون تعطیل ایشان در محضر اساتید که بعضاً قبل از طلوع آفتاب آغاز و تا پاسی از شب ادامه می‏یافت و جدیت و پشتکار ایشان برای حضور در محفل علمی و تحویل دادن درس و بحث در محضر اساتید باعث گردیده است که همواره به عنوان الگوی پشتکاری معرفی گردد.(13) استاد حسن زاده متذکر می‏گردد:
روزی مرحوم ناصح به این کمترین گفت که در جلسه‏ای که استاد شعرانی تشریف داشت به مناسبتی سخن از دانش، پژوهش و درس خواندن و اهتمام به تحصیل به میان آمد استاد شما را ضرب المثل قرار داد و به حضّار گفت: درس خواندن را از فلانی یاد بگیرید، آیة اللّه رفیعی قزوینی وقتی از تهران به قزوین رفته بود مکرّر به طلاب این سامان می‏گفت: بیائید در تهران طلبه درس خوان را ببینید از او درس خواندن را یاد بگیرید و نام علامه حسن زاده را بر زبان می‏آورد.(14)
استاد حسن زاده این همت و تلاش را عاشقانه در شرایطی در جهت کسب مکارم و معارف به کار گرفت که بر اثر خفقان رژیم رضاخان روحانیّت و مراکز علوم دینی در حالتی از غربت و انزوا سخت‏ترین فشارها را تحمّل می‏کردند و این نکته خود از ارزش و بزرگی راه استاد حسن زاده و زحمات و مجاهدات فوق العاده ایشان در این زمینه حکایت می‏کند.(15) همچنین شرایط آشفته و امکانات بسیار ناچیز بود، ایشان در گفتگویی تأکید نموده است: با جان کندن درس خواندیم، شما آقا قدر این اوضاع را بدانید آن زمان که ما در مدرسه مروی تهران بودیم یک زیلویی کف مدرسه پهن بود که با زمین یکی شده بود.
(16) هر آن چیزی تو را کز آن گزند است برای اهل دل آن دلپسند است
قدردان استادان


علامه حسن زاده آملی بر این باور بوده و هست که برای فراگیری مبانی و مفاهیم علوم و رسیدن به تبحّر لازم در معارف دینی و علمی مراجعه به استاد دانشور و متخصص هر فن و دانشی لازم می‏باشد ایشان می‏گوید: برای طالب کمال، استاد کامل خیلی دخیل است، آن مفاتیحی که از استاد عائد شاگرد می‏شوند، آن کُدهایی که از استاد استفاده می‏کردند، آن اصول و امّهاتی که از استاد به دست می‏آیند اهمیت بسزا دارند و به قول عارف رومی در مثنوی:
هیچ کس بی اُوستا چیزی نشد هیچ آهن خنجر تیزی نشد
هر که گیرد پیشه‏ای بی اوستا ریشخندی شد به شهر و روستا(17)
به همین دلیل خود شیوه‏اش این بود که در آمل، تهران و قم با تفحص و جستجوگری استادانی زبده و ماهر بیابد آنهایی که به قول خودش: زحمت کشیده بودند. این بزرگواران به حقیقت روحانی راستین بودند، معنی واقعی عشق به علوم و معارف و کتاب و تحقیق در آثار وجودیشان از قبیل تدریس و تصنیف مشاهده می‏شد. الهی شکرت که از استادان بی رنگ رنگ گرفته‏ام.(18)
ایشان برای تألیف و تحقیق نیز هم از روش اساتید بهره می‏گرفت و هم با آنان مشورت می‏نمود چنانچه پس از گفتگو با آیة‏اللّه محمد تقی آملی به این حقیقت رسید که حضرت فاطمه زهرا(س) مصداق لیلة القدر است و در این‏باره رساله‏ای تألیف نمود.(19)
وقتی از ایشان پرسیدند روزها چه کار می‏کنید در جواب گفتند: از شش سالگی که به مکتب رفته‏ام تا کنون ندیم من کتاب، و معشوق من استاد و درس و کار من بحث و تدریس و تصنیف است.
از نکته‏های دیگر این که علامه حسن زاده در برخورد با اساتید روشی توأم با ادب و احترام و قدردانی با آن بزرگواران را بروز می‏داد، شبی مرحوم الهی قمشه‏ای به ایشان گفته بود:
شما خیر می‏بینید، پرسیده بود از چه جهت، وی پاسخ داده بود: شما را نسبت به اساتید بسیار مؤدّب می‏بینم، استاد حسن زاده پس از نقل این موضوع می‏گوید: آری من هیچ‏گاه نزد اساتیدم یک زانو یا چهارزانو ننشستم و به دیوار تکیه نمی‏دادم و خیلی با ادب و احترام می‏پرسیدم و در حضور و غیابشان وظیفه شاگردی را بیش از حدّ وظیفه پدر و فرزندی مراعات می‏نمودم.(20)
استاد رمضانی می‏نویسد، مکرّر می‏فرمودند در حضور اساتیدم مواظب حرف‏هایم بودم و می‏کوشیدم با آنها چون و چرا نکنم همه این‏ها بدین خاطر بود که مبادا کردار و گفتار من سبب رنجش آن بزرگواران بشود و خدای ناکرده از فیض آنان محروم گردم. بی شک یکی از اسباب موفقیت علامه حسن زاده که در شکل‏گیری شخصیت ایشان تأثیر بسزایی داشته همین احترام و خضوع بسیارشان نسبت به اساتید خود بوده است.(21)
هرکجا از اساتید خویش نام می‏برند به بهترین شکل ممکن از آنان تجلیل نموده و همواره به قدردانی از آنان پرداخته‏اند، در جایی پس از ذکر نام آن ستارگان معرفت می‏گوید: همه به حقیقت روحانی والامقام و بزرگوارانی صاحبدل و عالمانی عزیز الوجود بوده و در حقیقت ستارگان فروزان آسمان معارف بودند و با تفاوت در قدر، در هدایت و تعلیم و تربیت یکدل و یک زبان بودند.(22) و به مناسبتی نوشته‏اند: به خدا سوگند قلم و زبان به ادای شکر معشار نیکی‏هایی که این مشایخ عظام در حق ما نموده‏اند وافی نیست اگرچه علّة‏العلل ربّ العالمین است.(23)
تعدیل ذهن و ملکه اندیشه
لطایف بیانی، دقت‏های علمی، وسعت دانش و ذوق ادبی در تدریس استاد موج می‏زند، پایه درس و بحث استاد حتی در هنگامی که خود مشغول فراگیری علوم بودند چنان قوی شده بود که در اواخر اقامت در آمل کتب درسی پیشین را برای دیگران تدریس می‏نمودند و به تهران هم که آمدند کتب یاد شده را در مدارس، درس می‏دادند،(24) این علامه ذوفنون عقیده دارد شاگرد باید تا حدودی قوانین حساب و هندسه را فرا گیرد زیرا اینها در تعدیل و تقویم ذهن، فکر و قلم و بیان تأثیری بسزا دارد. علوم ریاضی فکر را از خطا و اعوجاج باز می‏دارد، انسان‏های ورزیده در این علم صاحب رأی صائب، نظری ثابت، کم گوی، گزیده گوی، دیرگوی، و نکوگوی هستند،(25) خود استاد این گونه بود و دلیل آن، همین روی آوردن به ریاضی و شاخه‏های وابسته به آن می‏باشد.
به باور ایشان هرچه طلّاب مباحثه در علوم مورد نظر بنمایند، فراگیری دروس بهتر می‏گردد و در روح و روان جای می‏گیرند. خود به این شیوه ملتزم بود: اکثر کتابهایی را که می‏خواندم، مباحثه نیز می‏کردم، کفایه را یک ساعت به اذان صبح مانده، اسفار یا مکاسب یا جواهر را پیش از صبح (بین الطلوعین) و اشارات را ساعت یک بعدازظهر مباحثه می‏کردیم.(26)
پی‏نوشت‏ها:
1. فیض عرش، بخش اول (زندگی علامه حسن زاده آملی) اسداللّه ربانی.
2. در آسمان معرفت، علامه حسن زاده آملی، ص 409 ـ 408.
3. همان، ص 428.
4. قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند، همان مؤلف، ص 200.
5. کیهان فرهنگی، شماره (مرداد 1363) گفتگو با علامه حسن زاده آملی.
6. مروری بر آثار و تألیفات استاد علامه حسن زاده آملی، حسن رمضانی، ص 159 ـ 158.
7. نجم الدین، محسن برزگر، ص 95.
8. گنج نهان، ص 13.
9. آشنای عرشیان، ص 74.
10. هزار و یک کلمه، ج 2، ص 489.
11. در آسمان معرفت، ص 433.
12. همان، ص 429، هزار و یک کلمه، ج 2، ص 490.
13. جمال سالکین، عبدالرحمن باقرزاده، ص 124.
14. گفتگوی علامه حسن زاده با روزنامه رسالت، 24 مهرماه، 1371.
15. زندگی نامه علامه حسن زاده، ستاد بزرگداشت مقام علمی استاد علامه حسن زاده آملی.
16. در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ص 89.
17. هزار و یک کلمه، ج 2، ص 473 و 474.
18. همان، ص 477.
19. مروری بر آثار...، ص 86.
20. آشنای عرشیان، ص 78.
21. مروری بر...، ص 162.
22. جمال سالکین، ص 122.
23. در آسمان معرفت، ص 438.
24. هزار و یک کلمه، ج 2، ص 473.
25. همان، ص 492.
26. گفتگو با علامه حسن زاده آملی، ص 112.
منبع:
غلامرضا گلی زواره، مجله پاسدار اسلام، شماره 31، ص14، با تلخیص و اندکی تصرف


 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

درباره خودم


نجم الدین علامه حسن حسن زاده آملی

مهدی نوروزی
آقای حسن زاده را کسی نشناخت جز امام زمان و راهی را که حسن زاده در پیش دارد خاک آن توتیای چشم طباطبایی. (علامه طباطبایی)
 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

بایگانی

 

اشتراک