سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 تعداد کل بازدید : 131497

  بازدید امروز : 28

  بازدید دیروز : 28

نجم الدین علامه حسن حسن زاده آملی

 
 
نویسنده: مهدی نوروزی ::: دوشنبه 91/2/11::: ساعت 6:50 عصر

 حضرت علامه حسن زاده آملی
در معرفت شهودی هدف غایی این است که عالم آدم بشود زیرا بر اساس آنچه در درس اول دروس معرفت نفس گفته شد، آن که در نظام هستی اصل و رکن و اساس است انسان است که تمامی اقسام موجودات اعم از جمادات و نباتات و حیوانات در دور کعبه ی وجودی انسان در حرکتند. و در نهایت انسان نیز علم و دانش و دانایی و دارایی را طلب می کند که تمامی انسان های جاهل همچون اقسام دیگر موجودات مقهور و محکوم انسان دانا و چشیده اند و انسان عالم و دانا اشرف تمامی موجودات نظام عالم است.
معرفت فکری، دانایی است اما معرفت شهودی، توانایی است، در حقیقت باید گفت معرفت فکری مقدمه برای معرفت شهودی است. و آنکه اصل و غایت است، معرفت شهودی است. لذا جناب فردوسی در اشعار خود بدین حقیقت اشاره دارد آنجا که می فرماید:«توانا بود هر که دانا بود» توانا آن کسی است که علاوه بر دانایی، دارا نیز شده باشد، چرا که انسان به صرف دانایی توانا نمی‌شود. اما در عین حال دانایی مقدمه دارایی و توانایی است و هرگز انسان جاهل، دارا و توانا نمی شود.
به تعبیر دیگر معرفت شهودی، شدن و گردیدن است. آنکه به شکار می رود و صیدی را بر می گزیند و آن را شکار می کند، تا ان هنگام که ان را ذبح نکرده و تناول ننموده و حتی بعد از خوردن نیز تا آن هنگام که با آن اتحاد وجودی برقرار نکرده، در حقیقت هنوز به مقام دارایی آن صید مفتخر نشده است. زمانی او دارای این صید خواهد بود که آن را تناول کند و خود صید بشود و به صیرورت صید برسد. اینکه در علم صرف می فرمایند، صرف، گردانیدن چیزی است به چیز دیگر، به خاطر این است که مثلاً سه حرف ضاد و راء و باء در کلمه ی ضرب با گرداندن ما تبدیل به افعال و کلمات گوناگون می شود.
گاهی با گردیدن آن، فعل ماضی ضَرَبَ پدید می آید و گاهی هم فعل مضارع یَضرِبُ،گاهی با گردیدن آن، فعل امر اِضرِب حاصل می شود. و گاهی هم فعل نهی لا یَضرِب، گاهی به فعل جهد لم یضرب متحول می شود و گاهی هم به استفهام هل یضربُ، گاهی اسم فاعل ضاربٌ می شود و گاهی هم اسم مفعول مضروبٌ و در نهایت صدوچهارده صیغه از گرداندن همین سه حرف پدید می آید و همه در حقیقت همین سه حرف ضاد و راء و باء هستند.
در معرفت فکری انسان به صیرورت نمی رسد و متحول نمی شود، اما در معرفت شهودی انسان به تحول می رسد و دم به دم حقایقی به او روی می آورد. آن وقایعی که در رساله ی مستطاب انسان در عرف عرفان حضرتش به میان آمده نمونه ی بارزی از آن تراوشات و واردات در حالت توجه عرفانی است که برای صاحب علم شهودی پدیدار می شود.
تحول عالِم به علم فکری همین اندازه است که قبلاً نمی دانست و نمی فهمید و اکنون می داند و می فهمد. اما تحول عالِم به معرفت شهودی آن است که دم به دم در حال صیرورت و شدن و قویتر شدن از مرتبه ای و رفتن به مراتب بالاتر است. اقتضای معرفت شهودی آن است که تمامی خوانده ها و نوشته ها و فهمیده ها یکپارچه خودِ انسان بشوند. و انسان به مقام دارایی حقیقی آنها متلبس گشته به گونه ای که خود عین آنها گردد.
 
منبع: شرح رساله رابطه علم ودین حضرت علّامه حسن حسن زاده آملی.شارح: حضرت استاد داود صمدی آملی


 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

درباره خودم


نجم الدین علامه حسن حسن زاده آملی

مهدی نوروزی
آقای حسن زاده را کسی نشناخت جز امام زمان و راهی را که حسن زاده در پیش دارد خاک آن توتیای چشم طباطبایی. (علامه طباطبایی)
 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

بایگانی

 

اشتراک